پيشنهادى برای ترجمه فرمول دوم بنياد مابعدالطبيعه اخلاق
كامران فلاح
۱
ترجمه آثار فلاسفه، مانند تفاسيرى كه بر فلسفه آنان مىنويسند، محل تغيير و تصحيح است. هر شرح و تفسير جديدى مىكوشد تا بر جنبه هاى تاريك تفكر يك فيلسوف پرتوى افكند يا فهم گذشته ما را از او مورد ارزيابى مجدد قرار دهد. در هر حال، اگر نويسندگان اين شروح و تفاسير در كار خود توفيقى يافته باشند، مىتوانند مترجمين را به تجديد نظر در ترجمه هاى قبلى شان بكشانند، زيرا ممكن است شرحى جديد نشان دهد كه مفهومىمحورى در يك اثر بد ترجمه شده، غلط يا نارسا باشد. بنابراين، مطالعات جديد درباره كل انديشه يك فيلسوف يا قسمتى از افكار وى ممكن است ما را ملزم به تجديد نظر در ترجمه هاى گذشته خود از آثار وى كند.
در اين مقاله به طور خاص خواهم كوشيد تا نشان دهم كه ترجمه فارسى كتاب پر ارزش الن وود، انديشه اخلاقى كانت[1]، به عنوان مطالعه اى جديد و مهم در فلسفه اخلاق كانت، به عرضه ترجمه هايى دقيق تر از آثار اخلاقى اين فيلسوف كمك خواهد كرد. به اين منظور، توجه خود را معطوف به فرمول انسانيت به مثابه غايت فى نفسه[2] (FH) در اولين اثر دوران بلوغ فكرى كانت در باب اخلاق، يعنى بنياد مابعدالطبيعه اخلاق[3] (1785) خواهم كرد؛ سپس به تعبير وود از اين فرمول در انديشه اخلاقى كانت، و نتايجى كه اين تعبير براى ترجمه اين فرمول دارد، خواهم پرداخت.
ادامه مقاله را در برکه بخوانید
ديدگاه ا.سي.يونيگ
تعريف دقيق «فلسفه» غير عملي است و كوشش براي چنين كاري، لااقل در آغاز، گمراه كننده است. ممكن است كسي از سر طعنه آن را به همه چيز و/ يا هيچ چيز، تعريف كند و منظورش آن باشد كه تفاوت فلسفه با علوم خاص در اين است كه فلسفه ميكوشد تصويري از تفكر انسان بهطور كلي و حتي از تمام واقعيت تا آنجا كه امكان داشته باشد، ارائه دهد؛ ولي عملاً حقايقي بيش از آنچه علوم خاص در اختيار ما ميگذارند، عرضه نميكند، تا آنجا كه به نظر بعضي براي فلسفه ديگر چيزي باقي نمانده است. چنين تصويري از مسئله گمراه كننده است. ولي در عين حال بايد پذيرفت كه فلسفه تاكنون در اينكه به ادعاهاي بزرگ خويش دست يافته و يا در مقايسه با علوم، دانش و معرفتي مقبول و برخوردار از توافق عام حاصل كرده باشد موفق نبوده است. اين امر تاحدودي و نه به تمامي مربوط به آن است كه هرجا معرفت مقبول در پاسخ مسئلهاي به دست آمده، آن مسئله تعلق به حوزهي علوم داشته است و نه به فلسفه. واژهي فيلسوف از نظر لغوي به معناي دوستدار «حكمت» است، و اصل آن مربوط به جواب معروف فيثاغورث به كسي است كه او را «حكيم» ناميد. وي در پاسخ آن شخص گفت كه حكيم ودن او تنها به اين است كه ميداند كه چيزي نميداند، و بنابراين نبايد حكيم بلكه دوستدار حكمت ناميده شود. واژهي «حكمت» در اينجا محدود و منحصر به هيچ نوع خاصي از تفكر نيست، و فلسفه معمولاً شامل آنچه امروز «علوم» ميناميم نيز ميشود. اين نحوه از كاربرد واژهي فلسفه هنوز هم در عباراتي مثل «كرسي فلسفهي طبيعي» باقي است.
Concise Routledge Encyclopedia of Philosophy
"دايره المعارف فشرده ي فلسفه روتلج" پنجره اي است كه خواننده را با دنياي فلسفه آشنا مي كند. اين كتاب كه در واقع چكيده ي كتاب 10 جلدي "دايره المعارف فلسفه" از همين ناشر است 2000 مدخل دارد و اطلاعاتي را درباره ي فلسفه – از دوران پيش از سقراط گرفته تا عصر حاضر و از فلسفهي دين گرفته تا فلسفه ي علم – در اختيار خواننده قرار مي دهد. نويسندگان، مداخل را به ترتيب حروف الفباي انگليسي تنظيم كرده اند و ضمن شرح كامل رشتههاي مرتبط با فلسفه (مثل معرفت شناسي، اخلاقيات، متافيزيك يا فلسفه ي ما بعد الطبيعه) به توصيف فلسفه در دوران مختلف (دوران باستان، قرون وسطي و عصر حاضر) پرداخته اند و نيز توضيحاتي را درباره ي زندگي 1200 تن از فلاسفه ي غرب، عرب، هند، امريكاي لاتين، آسياي شرقي، و آفريقا ارائه داده اند. براي آشنايي بيشتر خواننده با تمام ابعاد فلسفه، در پايان بعضي از مداخل به مداخل ديگري اشاره شده است.
فهرست (مشترك با مجموعه ده جلدي شماره 68 )

