اغلب فلاسفه بزرگ در دستگاههای فکریشان استنتاجات حیرتآوری دارند که هر کس با خواندن آنها چارهای جز اعتراف به نبوغ این فلاسفه نخواهد داشت. اما در رابطه با پیش فرضهایی که برای این استنتاجات لازم است، بیشتر آنها دست به کاری میزنند که به آن «تحصیل حاصل» میگویند. هر یک از فلاسفه برای این کار تکنیک خاص خود را دارند. در متن زیر تلاش شده تا این تکنیکهای منحصر به فرد (البته با کمی اغراق) بازسازی شود. به سادگی میتوان جملاتی مشابه آنچه در این متن به هر فیلسوف نسبت داده شده را در آثار مهم آنها یافت و مهمتر آنکه به وضوح میتوان دید که طنز چه ابزار دقیق و جذابی برای نقد فلسفی است و ما تا امروز از آن غافل بودهایم.
| ۲۲ دي ۱۳۸۴ |
محمدعلي ابطحي، رئيس دفتر سابق خاتمي، در تازهترين مطلب وبلاگش نوشت: خيلي از دختر پسراي جوان که قصد ازدواج داشتند، علاقمند بودند که اجراي عقد توسط آقاي خاتمي صورت پذيرد. آقاي خاتمي هم هر چندي يکبار عقد چندين زوج را يکجا انحام ميداد. اولويت هم با فرزندان شهدا، کارمندان رياست جمهوري واصحاب فرهنگ وهنر بود. در روزهاي عقد اتفاقات جالبي ميافتاد. از رسمهاي دختران ايراني اين است که وقتي ميخواهند از آنان وکالت بگيرند، لااقل در ظاهر به راحتي جواب «بله» نميدهند. آقاي خاتمي هم ميگفت گل چيدن و اينها نداريم. يک بار مادر دختر خانمي به وي گفته بود بايد بعد از سه بار جواب «بله» را بگويي. او هم بعد از سؤال آقاي خاتمي جواب نداد. وقتي آقاي خاتمي گفت که من يک بار بيشتر نميپرسم و به شوخي گفت، اگه جواب ندي، ميروم. زد زير گريه و گفت تقصير مامانمه و گفت «بله». کلي خنديديم. يکي هم که شنيده بود آقاي خاتمي يک بار بيشتر نميپرسد تا آقاي خاتمي گفت خانم فلاني آيا .. و هنوز تکميل نکرده بود با عجله گفت «بله». گفتيم چقدر دستپاچه. عروس خانم هم که ديد بد جوري سه شده باز گفت تقصير مامانمه که گفته آقاي خاتمي را نبايد معطل کرد. بيچاره مامانها.


