اغلب فلاسفه بزرگ در دستگاههای فکریشان استنتاجات حیرتآوری دارند که هر کس با خواندن آنها چارهای جز اعتراف به نبوغ این فلاسفه نخواهد داشت. اما در رابطه با پیش فرضهایی که برای این استنتاجات لازم است، بیشتر آنها دست به کاری میزنند که به آن «تحصیل حاصل» میگویند. هر یک از فلاسفه برای این کار تکنیک خاص خود را دارند. در متن زیر تلاش شده تا این تکنیکهای منحصر به فرد (البته با کمی اغراق) بازسازی شود. به سادگی میتوان جملاتی مشابه آنچه در این متن به هر فیلسوف نسبت داده شده را در آثار مهم آنها یافت و مهمتر آنکه به وضوح میتوان دید که طنز چه ابزار دقیق و جذابی برای نقد فلسفی است و ما تا امروز از آن غافل بودهایم.
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
|
|
| |
| نويسنده: خبرگزاري قرآن | |
تأليفات و آثار متعدد مرحوم آيتالله دكتر «مهدی حائری يزدی» از آثار كلاسيك فلسفه تطبيقی در ايران معاصر به شمار میآيد و او را به حق میتوان نماينده شاخص و معتبر سنت تفكر فلسفی اسلام به حساب آورد كه با تخصص و مهارت كافی در فلسفه غرب به گفتوگوی دو جانبه با شاخه غربی فلسفه مبادرت ورزيده است.
آيتالله دكتر «مهدی حائری يزدی»، فرزند مؤسس نامدار حوزه علميه قم، آيتالله شيخ عبدالكريم حائری يزدی بود. وی عرفان و علوم نقلی و عقلی را در محضر استادان بزرگ حوزههای تشيع، آيات عظام: امام خمينی(ره)، آيتالله سيداحمد خوانساری، ميرزا مهدی آشتيانی، آيتالله بروجردی و آيتالله كوهكمرهای فراگرفت. وی پس از دريافت درجه اجتهاد به عنوان نماينده آيتالله بروجردی به آمريكا هجرت و مدارج تحصيل در فلسفه غرب را تا سطوح بسيار عالی طی كرد. دكتر حائری يزدی دوره ليسانس را در دانشگاه جورج تاون، فوق ليسانس را در هاروارد و دكتری را در دانشگاه ميشيگان و تورنتو با درجه ممتاز به اتمام رساند. رساله دكترای وی «علم حضوری؛ اصول معرفتشناسی در فلسفه اسلامی» است كه در سال 1978 با نظارت چند نفر از استادان برجسته فلسفه غرب: پروفسور فرانكنا، پروفسور ساوان، پروفسور اشميتز، پروفسور استيونسن، پروفسور لانگ و پروفسور فايرودر ـ كه جمعا مدت 9 سال به طول انجاميد ـ در دانشگاه تورنتو كانادا به زبان انگليسی نوشته شده است. وی با نگاشتن اين رساله به اخذ درجه دكترا در رشته «فلسفه تحليلی» نايل شد. دكتر سيدحسين نصر بر اين كتاب كه در سال 1992 از سوی دانشگاه نيويورك به زبان انگليسی به چاپ رسيد، مقدمهای نگاشته كه در ضميمه چهارم كتاب حاضر به چاپ رسيده است. دكتر حائری يزدی در طول عمر پربركت خود در دانشگاهها و مؤسسههای علمی مختلف به تدريس پرداخت؛ از جمله: تدريس الهيات و فلسفه در دانشكده الهيات دانشگاه تهران كه در خلال سالهای 1344 الی 1348، فلسفه ابنسينا و صدرالمتألهين را برای شاگردان خود تدريس میكرد؛ تدريس فلسفه اسلامی در مدرسه سپهسالار (شهيد مطهری)؛ تدريس در «مركز تحقيقات اديان جهانی» وابسته به دانشگاه هاروارد در طول سالهای 1964 و 1965؛ تدريس فلسفه اسلامی و ادبيات فارسی در دانشگاه مكگيل در سالهای 1969 تا 1971؛ تدريس فلسفه و فقه اسلامی در دانشگاه ميشيگان در خلال سالهای 1971 و 1972؛ تدريس ادبيات فارسی ـ تاريخ بيهقی ـ در دوره فوق ليسانس دانشگاه تورنتو در سالهای 1974 و 1975؛ تدريس در مؤسسه تحقيقات قرون وسطی وابسته به دانشگاه تورنتو با عنوان «تعليمات بنيادين فلسفه بوعلی سينا» در خلال سالهای 1975 و 1976؛ تدريس در دانشگاه جورج تاون با عنوان «مبادی عناصر الهی در جوامع اسلامی» در سال 1979؛ تدريس در دانشگاه تورنتو در زمينه فلسفه اخلاق در سالهای 1979 و 1980؛ تدريس فلسفه و توابع اين علم در دانشگاههای دولتی نيويورك، دانشگاه آكسفورد، دانشگاه مونترال كانادا، انجمن حكمت و فلسفه ايران و تدريس در منزل خويش برای دانشجويان دكترا و دانشپژوهان ويژه؛ عضويت در «مؤسسه جهانی فلسفه اخلاق» و مؤسسات علمی ديگر و شركت و ايراد سخنرانی در دهها سمينار و همايش علمی در ايران، آمريكا و مناطق مختلف جهان. ادامه مطلب را در انتشارات حکمت بخوانید . |
ناصر فکوهی
تقابل دهنیت/ عمل( یا ذهنیت / عینیت) بسیار مورد بحث قرار گرفته است و اغلب بر گسست و فاصله عمیقی تاکید شده است که این دو را از یکدیگر جدا می کند. با این وجود، باید اذعان کرد که کنشگران اجتماعی به سختی می توانند این فاصله را درک کنند و هر چند تفکیک را می فهمند، اما این فهم خود امری ذهنی است. به عبارت دیگر آنچه که به مثابه عمل یا واقعیت بیرونی و بیرون از اراده فردی کنشگر و ذهنیت او شکل می گیرد، خود بازنمود یک « موقعیت مفروض» است که در بهترین حالت می توان آن را موقعیتی تصور شده و برساخته دانست که بر اساس تجارب گذشته خود یا دیگران و یا بر اساس اتوپیاها و آرزوهای مثبت خوش بینانه یا بر اساس مفروضات بدبینانه و نومیدانه شکل گرفته و لزوما ربطی به آنچه «اتفاق خواهد افتاد» ندارد.

