در این مجموعه برنامه زمینههای آشنایی ایرانیان با مشخصههای فرهنگ غرب، حضور مبلغان مسیحی و رویارویی آنها با متكلمان شیعی، نگاهی به فلسفه در دوره صفویه به روایت شاردن و عباس میرزا و مسئله تجدد مورد بررسی قرار میگیرد.
نگاهی به نخستین ترجمه فارسی گفتار در روش دكارت، بررسی وضعیت حضور كنت دوگوبینو در ایران، نگاهی به آرای میرزا ملكمخان، فتحعلی آخوندزاده، ذكر فلاسفه بزرگ در كتاب بدایعالحكم، نگاهی به آرای مدرس زنوزی و بررسی آرای فلسفی محمدعلی فروغی و كتاب سیر حكمت در اروپا از دیگر موضوعات مورد بحث و بررسی این برنامه است.
كریم مجتهدی، استاد دانشكده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران- گروه فلسفه است. وی در دانشگاه «سورن» پاریس كه مهمترین دانشگاه فرانسه است، به تحصیل فلسفه پرداخته است. عنوان رساله ایشان «بررسی تحلیل استعلایی كانت» تحت راهنمایی استاد معروف پاریس «ژان وال» بوده است. در سال 1343 موفق به اخذ درجه دكترای خود شده و همان سال به ایران بازگشته است.
مجتهدی در تهران به پیشنهاد و راهنمایی مرحوم «یحیی مهدوی» در گروه فلسفه دانشگاه تهران مشغول تدریس شده و جمعا بیش از 35 سال است تا بازنشستگی (بهار 1382) كه به همین كار ادامه داده و هنوز هفتهای چند ساعت تدریس میكند. چند دوره نیز زبان و ادبیات فرانسه را در مقطع كارشناسی ارشد دانشگاه تهران تدریس كرده است. وی در دوره جوانی آثار زیادی به زبان فرانسه نوشته یا از فارسی بدان زبان ترجمه كرده است. قسمتهایی از این نوشته بیشتر به صورت مقالات یا كتاب چه در فرانسه و چه در ایران به چاپ رسیده است. در ایران آثار فلسفی و تخصصی مجتهدی شهرت بیشتری دارد كه فهرست مهمترین آنها عبارتند از: چند بحث كوتاه فلسفی؛ فلسفه نقادی كانت؛ سیدجمالالدین اسدآبادی و تفكر جدید؛ درباره هگل و فلسفه او؛ پدیدارشناسی روح بر حسب نظر هگل؛ فلسفه در قرون وسطی؛ دونس اسكوتوس و كانت به روایت هایدگر؛ منطق از نظرگاه هگل؛ آشنایی ایرانیان با فلسفههای جدید غرب؛ مدارس و دانشگاههای اسلامی و غربی در قرون وسطی؛ فلسفه و غرب؛ ترجمه مقدمه «كربن» بر «المشاعر ملاصدرا»؛ فلسفه تاریخ تهران؛ دكارت و فلسفه او؛ فلسفه و تجدد؛ افكار كانت؛ داستایوفسكی. برنامه «سوفیا» هر هفته چهارشنبهها ساعت 21 روی موج اف. ام ردیف 9/103 مگاهرتز رادیو گفتوگو به صورت زنده شنیده میشود.
منبع : کارگزاران
هفته پیش 15 پاراگراف از 19 پاراگراف مبحث خدایگان و بنده را توضیح دادیم این هفته ادامه آن را بررسی خواهیم كرد. كه هگل در این قسمت همچنان از دیدگاه خدایگان نسبت خدایگان و بنده را توضیح میدهد ولی حدود چند پاراگراف آخر كه مبحث كار را وارد میكند از دیدگاه بنده به این نسبت مینگرد.
در جلسه پیش هم گفتیم كه كوژو «انسان» را وارد مباحث هگل میكند در صورتی كه بحث هگل در مورد خودآگاهی است و زمانی انسان را وارد مباحث خود میكند كه بحث تاریخی را پیش میكشد و این تفسیر کوژو در این قسمت نادرست است و تمام اشكالات در این تفسیر كه عرضه شده است بعدها هم ادامه پیدا كرده است مثل نوعی اگزیستانسیالیسم سارتری.
از جمله دلایلی كه میتوان آورد كه كاری كه کوژو انجام داده است و در این قسمت كتاب انسان را وارد مباحث كرده است این است كه مبحث خدایگان و بنده حدودا در اوایل كتاب «پدیدارشناسی روح» یعنی صفحات 120-100 كتاب آمده است كه بحث هگل درباره تجربه آگاهی است و در ادامه بحث یعنی نیمه دوم كتاب است كه در جایی كه بحث تجربه آگاهی كه تا اینجا بحث كموبیش منطقی است، بعد تاریخی پیدا میكند و در این قسمت است كه میتوان وجود انسان را اضافه كرد.
منبع : کارگزاران
تقدیم به روان جاوید دوفرزانۀ آزاده ،
مسعود رضوی و سهراب دوستدار .
حسن ممتاز
با نگاهی به دو منظومۀ "عقاب "[1] و " آشتی "[2]
آغاز سخن
مرگ ، یکی از مایه های أصیل و پربسامد در آثار أدبی و فلسفی همۀ ملل و جوامع است . به گونه ای که اگر این مضمون را از أدبیات حذف کنیم بسیاری از شاهکارهای بشری را از دست خواهیم داد . از قدیمی ترین اسطورۀ مکتوب بشری – "گیلگمش" – و " ایلیاد " و " اودیسه " هُمر و داستان " اسفندیار " در شاهنامۀ فردوسی ؛ گرفته تا آثاری همچون " همه می میرند"[3] أثر سیمون دوبوار و " درد جاودانگی "[4] نوشتۀ میگل دو اونامونو ؛ بشر دغدغۀ جاودانگی و کشف راز و رمز مرگ را داشته است . در أدبیات فارسی نیز جز داستان اسفتدیار و رویین تنی او که معلول شوق انسان به جاودانگی است ؛ معروفترین آثار با بنمایۀ مرگ و جاودانگی ، "رباعیات خیّام " است که پرسش های بنیادی و همیشگی انسان را از چیستی مرگ با ایجاز و زیبایی بیان می کند . در أدبیات معاصر ما نیز صادق هدایت ، صادق چوبک، بهرام صادقی ، غلامحسین ساعدی ، و عباس معروفی در عرصۀ أدبیات داستانی ؛ و فروغ فرخزاد ، نصرت رحمانی ، و یداللّه رؤیائی در عرصۀ شعر ؛ در آثار خود بیشتر از دیگران به مرگ پرداخته اند .
در میان آثار أدبی معاصر فارسی ، منظومۀ " عقاب " نیز با زبانی ساده و زیبا و بی حشو و اضافه ، مسألۀ مرگ و بهایی را که باید برای عمر دراز – و نه جاودانگی – پرداخت به نمایشی از تضاد میان دو شیوۀ زندگی می پیوندد و نگاه أخلاق مدارانه ای به آن تضاد می افکند . منظومۀ " آشتی " سرودۀ دکتر مزارعی ،که به " بازگشت عقاب "[5] نیز معروف است ، پاسخی است به سرودۀ دکتر خانلری ، با زبان و اندیشه ای دیگر . در ادامه ، نگاهی داریم به این دو منظومۀ هم مضمون .
پيشنهادى برای ترجمه فرمول دوم بنياد مابعدالطبيعه اخلاق
كامران فلاح
۱
ترجمه آثار فلاسفه، مانند تفاسيرى كه بر فلسفه آنان مىنويسند، محل تغيير و تصحيح است. هر شرح و تفسير جديدى مىكوشد تا بر جنبه هاى تاريك تفكر يك فيلسوف پرتوى افكند يا فهم گذشته ما را از او مورد ارزيابى مجدد قرار دهد. در هر حال، اگر نويسندگان اين شروح و تفاسير در كار خود توفيقى يافته باشند، مىتوانند مترجمين را به تجديد نظر در ترجمه هاى قبلى شان بكشانند، زيرا ممكن است شرحى جديد نشان دهد كه مفهومىمحورى در يك اثر بد ترجمه شده، غلط يا نارسا باشد. بنابراين، مطالعات جديد درباره كل انديشه يك فيلسوف يا قسمتى از افكار وى ممكن است ما را ملزم به تجديد نظر در ترجمه هاى گذشته خود از آثار وى كند.
در اين مقاله به طور خاص خواهم كوشيد تا نشان دهم كه ترجمه فارسى كتاب پر ارزش الن وود، انديشه اخلاقى كانت[1]، به عنوان مطالعه اى جديد و مهم در فلسفه اخلاق كانت، به عرضه ترجمه هايى دقيق تر از آثار اخلاقى اين فيلسوف كمك خواهد كرد. به اين منظور، توجه خود را معطوف به فرمول انسانيت به مثابه غايت فى نفسه[2] (FH) در اولين اثر دوران بلوغ فكرى كانت در باب اخلاق، يعنى بنياد مابعدالطبيعه اخلاق[3] (1785) خواهم كرد؛ سپس به تعبير وود از اين فرمول در انديشه اخلاقى كانت، و نتايجى كه اين تعبير براى ترجمه اين فرمول دارد، خواهم پرداخت.
ادامه مقاله را در برکه بخوانید

