تبليغاتX
آيينه نگاه

آيينه نگاه

درباره فلسفه و فرهنگ
«نصيرالدين طوسي، فيلسوف گفتگو»
 
 نقد و بررسي كتاب «نصيرالدين طوسي، فيلسوف گفتگو»، پنج شنبه بعدازظهر 13 ديماه، با حضور دكتر غلامحسين ديناني، دكتر يوسف نوظهور و دكتر حسن اكبري در نقد کتاب روشن برگزار شد. ابتدا دكتر حسن اكبري سخن خود را با سئوال از انگيزه نوشتن اين كتاب آغاز نمود.

دكتر ديناني در پاسخ به اين سئوال گفت: «طوسي يكي از بزرگاني است كه ناشناخته مانده است و از شخصيت‌هايي است كه در فرهنگ ما نقش بنيادي داشته، آن هم به چند دليل: يكي دلايل سياسي است كه اگر خواجه نبود، شايد سرنوشت كشور ما اين نبود. او با تدبيرش حكومت عباسي را سرنگون كرد. دليل ديگر، ابعاد علمي اوست. او در فلسفه كتاب تجريد الاعتقاد را نوشت كه تاكنون 800 شرح بر آن نگاشته‌اند. خواجه با اين اثر، مردم را از خرافات نجات داد و به عقلانيت دعوت نمود. انگيزه من از نوشتن اين كتاب، تجريدالاعتقاد طوسي مي‌باشد».

دكتر نوظهور ديگر سخنران اين نشست  در ابتدا، نگارش اين اثر را تبريك گفت، چرا كه قرن هفتم هجري يكي از زواياي تاريك تاريخي و فرهنگي ماست و اميد است با انتشار اين آثار،اين زوايا، آشكار و روشن شود.

دكتر اكبري نيز به همدلي دكتر ديناني در اين كتاب با افكار و اعمال خواجه اشاره كرد و گفت: «نقد خواجه در واقع نقد انديشه‌هاي استاد است. دكتر ديناني در اين اثر معتقد است كه براي ورود به فلسفه در عالم اسلام، بايد از مدخل كلام وارد شد و اين امر مبين اين است كه ايشان به تمايزي بين كلام و فلسفه قائلند، اما سخن اساسي اين است كه فلسفه چه تفاوتي با كلام دارد؟ دكتر ديناني در كتابش بيان داشته كه خواجه فلسفه اسلامي را نجات داد و كلام را فلسفي كرد، اما بر عكس  آن هم متصور است كه خواجه فلسفه را تبديل به كلام كرد. خواجه نصير در اين قضيه بسيار موثر است.خواجه در شرح اشارات، فيلسوفانه عمل مي‌كند و در رفتار سياسي هم يك سياستمدار است. من از استاد يك سئوال دارم و آن اينكه آيا به نظر ايشان، انديشيدن يك عمل، است؟».

دكتر ديناني در پاسخ گفت: «كلام، فلسفه نيست و فلسفه هم كلام نيست، اما بيشتر مسائل كلامي، فلسفي است و برعكس. فرق بين فلسفه كلام در روش است، نه در محتوا. خواجه يك فيلسوف است و روش فلسفي‌اش عقلاني است.خواجه يك ايراني متفكر است و مي‌داند چه كار مي‌كند. اگر خواجه نبود، مكتب شيراز نبود و ملاصدرا هم به وجود نمي‌آمد».دكتر ديناني ادامه داد: «خواجه ريشه اشعريت را خشكاند. او كلام را از انحطاط نجات داد. تشيع را نجات داد. خواجه به تمام معنا يك فيلسوف است و به آساني مي‌توان گفت كه اهل گفتگوست».

گزارش مفصل اين جلسه را در شمارة بعد خواهيد خواند.

زينب واعظ محرابي

 منبع :اطلاعات حکمت و معرفت

+نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت13:40توسط ح .م . سروستاني |
فردریک جیمسن؛ مارکسیسم، نقد ادبی و پسامدرنیسم
کتاب "فردریک جیمسن؛ مارکسیسم، نقد ادبی و پسامدرنیسم" نوشته آدام رابرتس و ترجمه وحید ولی زاده در 224 صفحه و 1100 نسخه توسط نشر نی منتشر شد.

خبرگزاری مهر - گروه فرهنگ و ادب: هدف این کتاب فراهم آوردن مقدمه ای موجز و قابل فهم بر اندیشه های جیمسن و نیز تبیین تاثیر تعیین کننده او بر فهم مخاطب از مطالعات ادبی و فرهنگی معاصر است.

فردریک جیمسن را منتقدی خوانده اند که احتمالاً مهمترین منتقد فرهنگی انگلیسی زبان معاصر است. تحلیلهای او دامنه نامتعارفی دارد و همه حوزه ها را از معماری گرفته تا داستانهای علمی - تخیلی، از رمان قرن نوزدهم تا سینما و از فلسفه تا هنر تجربی آوانگارد در بر می گیرد.

در کتاب آدام رابرتس مفاهیم اصلی مورد نظر جیمسن به ترتیب زمانی مورد بحث قرار گرفته اند تا مسیری که طی آن جیمسن سنت نظری غنی ای را بسط داده است، روشن شود. پس از فصولی که به این مفاهیم پرداخته اند، فصلی با عنوان "پس از جیمسن" آمده است که به تاثیر این نظریه پرداز آمریکایی بر جهان نقد، نظریه و فلسفه اختصاص دارد.

دو اصطلاح کلیدی "مارکسیسم" و "پسامدرنیسم" - که برای درک دلیل اهمیت جیمسن و تاثیر او بر مطالعات فرهنگی و ادبی باید آنها را به خاطر داشت- در فصلهای 1، 2 و 6 کتاب رابرتس به تفصیل شرح داده شده و فصل سوم کتاب هم به زمینه روانکاوانه کار جیمسن در آثار فروید و لاکان می پردازد. 

رویکرد انتقادی و نافذ جیمسن در یافتن نکات جالب و با ارزش در مطالب ظاهراً شنیع که امکان پی بردن به ژرفاهای پنهان متن را از طریق ظاهر آن فراهم می آورد - به ویژه در یکی از مشهورترین آثارش "ناخودآگاه سیاسی" - کانون بررسی فصل 4 کتاب رابرتس را تشکیل می دهد.

نویسنده در فصل پنجم کتاب در مقاله ای با عنوان "مدرنیسم و اتوپیا" به شیوه روایت جیمسن از این دو مقوله (مدرنیسم و اتوپیا) پرداخته و در فصل بعدی نیز همان طور که گفته شد، مفهوم پسامدرنیسم از نگاه جیمسن در مقاله ای با عنوان "پسامدرنیسم یا منطق فرهنگی سرمایه داری متاخر" مورد بحث قرار گرفته است.

فصل هفتم و پایانی کتاب رابرتس نیز به رویکرد متفاوت جیمسن به سینما در مطلبی با عنوان "نشانهای امر روئیت پذیر و زیبایی شناسی ژئوپولیتیک" اختصاص دارد.


منبع : " خبرگزاری مهر "
+نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت13:27توسط ح .م . سروستاني |
"فرهنگ نامه تاریخی مفاهیم فلسفه"
علی اصغر مصلح:
"فرهنگ نامه تاریخی مفاهیم فلسفه" در تاریخ قرن بیستم بی‌نظیر است
استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی عصر دیروز در نشست بررسی کتاب «فرهنگ نامه تاریخی مفاهیم فلسفه» گفت: فرهنگ نامه تاریخی مفاهیم فلسفه در تاریخ قرن بیستم بی‌نظیر است.

به گزارش خبرنگار مهر، عصر دیروز در  نشست نقد و بررسی کتاب «فرهنگ نامه تاریخی مفاهیم فلسفه» که در سرای اهل قلم برگزار شد، دکتر علی اصغر جواد مصلح، استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی سخن خود را با اشاره به تغییر تصور نسبت به فلسفه آغاز کرد و گفت: یواخیم ریتر، سرویراستار این کتاب یکی از چهره‌های شناخته شده در فلسفه آلمان است که می‌توان گفت دانشگاههای آلمان بعد از جنگ جهانی دوم به یک معنا توسط او و همکارانش تأسیس شده است.

وی سپس به مقایسه نوع تصور کلاسیک نسبت به فلسفه و نگاه جدید به آن پرداخت و گفت: تا پیش از این فیلسوفان معمولاً کسانی تلقی می‌شدند که در خلوت خود به تأمل می‌پرداختند و فلسفه نوعی فضیلت و کمال تلقی می‌شده است و فیلسوفان گرچه با یکدیگر گفتگو می‌کردند و از یکدیگر مطلب می‌آموخته اند یا به نقد یکدیگر می‌پرداخته اند، اما با عالم همکاری و همراهی نمی‌کردند اگر می‌پرسیدند که فیلسوف چه کاره است، بیشتر نوعی مزاح تلقی می‌شده است.

وی در ادامه گفت: در عصر جدید نوعی تحول اجتماعی در ساختارها را دنبال می کنیم و می‌بینیم که در نتیجه این تحولات فلاسفه مورد پرسش قرار می‌گیرند که چه کاره هستید. البته ممکن است که فلسفه را به نوعی وسیله تفریح مردم تلقی کرد، اما ظاهراً تحولات حکایت دیگری دارد و دیگر فلسفه پس از جنگ جهانی دوم نمی‌تواند کاملاً آزاد باشد و سخن از این است که آیا فلاسفه می‌توانند با یکدیگر همراهی کنند.

دکتر مصلح افزود: ظاهراً ما در عالمی زندگی می‌کنیم که از همه علوم انتظار می‌رود که کاری انجام دهند، فلسفه نیز باید در برنامه باشد. بعد از جنگ جهانی دوم و تخریب بیش از 80 درصد آلمان، دانشگاههای آلمان تغییری اساسی در ساختار آموزشی دادند که نمود آن بیشتر در اوایل دهه 1960 بود و هر کدام از رشته‌ها بایستی جایگاهشان مشخص شود و لازم بود که هر یک از علوم شان خود را تعریف کنند.

وی با اشاره به جایگاه یواخیم ریتر، سر ویراستار کتاب «فرهنگ نامه تاریخی مفاهیم فلسفه» در این برنامه‌ریزی جدید گفت: ریتر از کسانی که است که در بخش فلسفه این برنامه ریزی جدید نقش موثر داشته است. او در کتاب بسیار مهمش با عنوان «متافیزیک و سیاست» که امروز به کتابی درسی تبدیل شده است، با تقریر جدیدی از آرای ارسطو و هگل راه جدیدی را برای ارتباط تفکر فلسفی با مناسبات اجتماعی و سایر علوم باز می‌کند.

دکتر مصلح اظهار داشت: کتاب حاضر یکی دیگر از اقدامات ریتر است که در سال 1971 با گردآوری دوستان برای نگارش یک دایره المعارف فلسفی آغاز به کار کرد و در آغاز 700 نفر از اساتید را گردآوری کرد و امروز بیش از 1500 استاد فلسفه درنگارش آن دخالت داشته اند. این کتاب در تاریخ قرن بیستم بی‌نظیر است و یکی از مهمترین منابع اهل فلسفه در جهان آلمانی‌زبان است و کمتر اهل فلسفه آلمانی زبانی است که به این اثر توجه نکرده باشد

این استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به تأکیدات یکی از شاگردان ریتر در مقاله‌ای در سال 2003 اظهار داشت: این فرد اظهار می‌دارد که ریتر با بنیاد نهادن مکتبی، می‌کوشد که میان متافیزیک انتزاعی و واقعیتهای زمانه ارتباط برقرار کند. به نظر ریتر فلسفه بر آمده از شرایط واقعی تاریخی معاصر است و نباید میان مسائل انتزاعی و مسائل جاری مرز فارق کشید. ریتر که سالها در استانبول به تحقیق پرداخته است، کوشیده که میان مسائل فلسفی و مسائل جدید ارتباط برقرار سازد و طرح اروپای واحد برای نخستین بار توسط او در طرازی فلسفی طرح شده است.

دکتر مصلح در پایان گفت: ریتر با تلقی متفاوتی از علوم انسانی و فرهنگ از ویلهلم فون هومبلرت، مؤسس طرح دانشگاههای جدید در پایان سده نوزدهم، تلقی او از فلسفه آزاد را به چالش می‌کشد و با بازخوانی سنت ارسطویی و فلسفه هگل می‌کوشد که راه جدیدی برای آشتی دادن نظر وعمل بجوید. لذا این اثر می‌تواند از این حیث که فیلسوفان را به نقش اجتماعی خودشان آگاه می‌سازد، مورد توجه باشد و اگر ما هم در شرایط زمان خودمان تأمل کنیم، می‌توانیم در نقش فلسفه در مناسبات جدید بیندیشیم.


در همین زمینه بخوانید ...
  زبان، تفسیر مدرکات ماست
  "فرهنگ نامه تاریخی مفاهیم فلسفه" در تاریخ قرن بیستم بی‌نظیر است
  ترجمه «فرهنگ نامه تاریخی مفاهیم فلسفه» کاری دشوار است
  فرهنگ تاریخی مفاهیم فلسفی یک کار تأسیسی است
  ضرورت نگارش فرهنگ تاریخ مفاهیم در مورد فلسفه ما احساس می‌شود
  فرهنگ‌نامه تاریخی مفاهیم فلسفه بررسی می‌شود
منبع :" خبرگزاری مهر "
+نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت13:24توسط ح .م . سروستاني |
ضرورت نگارش فرهنگ تاریخ مفاهیم

استاد فلسفه دانشگاه تهران عصر دیروز در سرای اهل قلم گفت: ضرورت نگارش فرهنگ تاریخ مفاهیم در مورد فلسفه ما احساس می‌شود.

به گزارش خبرنگار مهر، عصر دیروز در نشست بررسی کتاب «فرهنگنامه تاریخی مفاهیم فلسفه» که در سرای اهل قلم و با حضور منتقدان و صاحبنظران برگزار شد، دکتر محمد رضا حسینی بهشتی، استاد فلسفه دانشگاه تهران و سر ویراستار این کتاب سخن خود را با اشاره به اهمیت ترجمۀ این کتاب آغاز کرد و گفت: اهمیت کار یواخیم ریتر از جهات فراوانی قابل بررسی است. این کتاب انصافاً کار بزرگی است که در چند دهه اخیر در اروپا و آلمان بی‌سابقه است و این امر موجب شد که در کنار سایر کارهای پژوهشی به کار برگردان مداخل انتخابی آن دست زنیم.

 دکتر بهشتی در ادامه به مشخصات این اثر اشاره کرد و گفت: در این اثر که کاری دسته جمعی بود، بیش از 1500 مؤلف که در شاخه های مختلف فلسفه صاحبنظر بوده اند، به نگارش حدود 3712 مدخل پرداخته اند که در 13 جلد منتشر شده است. گستردگی این کار و دقت نظر بالایی که در نگارش و تالیف این اثر به کار رفته است، موجب ارزش بالای آن بود و دلیل انتخاب آن برای برگردان به فارسی گشت.

این استاد دانشگاه تهران در ادامه افزود: این اثر برای دانشجویان فلسفه در مقاطع بالا تهیه شده است، ضمن آنکه خود شیوه کاری که در نگارش این فرهنگ به کار رفته است می تواند برای کسانی که کار پژوهشی انجام می دهند ارزشمند باشد. پشت هر یک از این مداخل کار عظیمی صورت گرفته است و در هر یک از آنها تاریخ تحولات یکی از مفاهیم فلسفی دنبال می شود. از این رو مداخل گاهی بسیار طولانی هستند و در نگارش برخی از آنها چندین مولف دخالت داشته اند.

 وی در ادامه به زمینه های لازم برای نگارش چنین فرهنگی اشاره کرد و گفت: کارهای بزرگی که در زمینه فقه اللغه و زبانشناسی در سده 19 در آلمان صورت گرفته است، زمینه‌ساز چنین تحقیقی بوده است، زیرا در بررسی تحولات هر یک از مفاهیم همزمان باید یک مطالعه هم عرض و یک مطالعه در طول زمان در مورد آن مفهوم صورت گیرد که این امر مستلزم تحقیقات وسیع در حوزه زبانشناسی و تاریخ مفاهیم است که در سده نوزدهم و اوایل سده بیستم در آلمان صورت پذیرفته است.

دکتر بهشتی به حجم بزرگ استنادات در این اثر که امکان پیگیری مطالب را فراهم ساخته اشاره کرد و گفت: منابعی که در این اثر به کار رفته است، هر یک زمینه را برای محققان برای مطالعات بعدی فراهم ساخت و یان خود یکی دیگر از انگیزه هایی بود که این کتاب را برای ترجمه انتخاب کردیم.

دکتر بهشتی در پایان گفت: انگیزه دیگری که سبب شد این اثر را برای ترجمه انتخاب کنیم این بود که محققان ما با این کتاب با معیارهای استاندارد علمی آَشنا شوند. البته قطعاً کتاب نقصهایی نیز داشته است بخصوص در زمینه بررسی تحول تاریخ مفاهیم در تمدنهای غیر اروپایی  که این امری طبیعی است، و به گمان من وظیفه پژوهشگران ماست که با بهره‌گیری از شیوۀ این اثر و آثار مشابه، دست به نگارش کاری مشابه در عرصه فلسفه پیشین ما بگذارند و این اثر از این حیث نیز آموزنده است.

 

در همین زمینه بخوانید ...
   زبان، تفسیر مدرکات ماست
   "فرهنگ نامه تاریخی مفاهیم فلسفه" در تاریخ قرن بیستم بی‌نظیر است
   ترجمه «فرهنگ نامه تاریخی مفاهیم فلسفه» کاری دشوار است
   فرهنگ تاریخی مفاهیم فلسفی یک کار تأسیسی است
   ضرورت نگارش فرهنگ تاریخ مفاهیم در مورد فلسفه ما احساس می‌شود
   فرهنگ‌نامه تاریخی مفاهیم فلسفه بررسی می‌شود

+نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت13:20توسط ح .م . سروستاني |
علوم‌انساني: الزامات معرفتي و ظرفيت‌هاي كاربردي*
  
 
دکتر عباس منوچهري
  
وی در آغاز سخنان خود گفت: زماني كه دوستان موضوع «علوم‌انساني و چالش اشتغال» را مطرح كردند يك حالت طنز (Irony) براي من به‌وجود آمد. چرا كه اساساً علوم‌انساني است كه بايد حلال مسأله‌ي اشتغال باشد، در حالي‌كه اكنون خود علوم‌انساني دچار اين مشكل شده است. به عبارت ديگر، در حالي‌كه اشتغال بايد موضوع علوم‌انساني باشد، اکنون علوم‌انساني است كه به يك معنا موضوع اشتغال شده است. اين مسأله فقط جنبه‌ي صوري ندارد و مسأله اساسي و بنياديني است كه بايد به طور جدي با آن پرداخت.
دكتر منوچهري به ابعاد مختلف مسأله‌ي اشتغال اشاره كرد، و افزود: آنچه در اين جا به نظر مي‌آيد اين است که رابطه‌ي علوم‌انساني با اشتغال، رابطه‌اي خطي نيست. همچنين يك رابطه‌ي دو سويه كه رابطه‌ي علت و معلولي يا نياز و پاسخگويي باشد هم نيست؛ بلكه به يك معنا رابطه‌اي سه ضلعي يا حلقوي است و آن حلقه يا ضلع سوم، ساختار است. به گمان من، آن‌چه كه به عنوان يك متغير يا مؤلفه‌ي ثابت، هم در مورد اشتغال و هم در مورد علوم‌انساني تعيين كننده است و هم در رابطه‌اي كه بين اين دو مطرح مي‌شود، بحث «ساختار» به بنيادي‌ترين و كلان‌ترين معنا و وجهش است. اين مسأله در جوامع و فرهنگ‌هاي مختلف تاريخي به شكل خاص خودش وجود دارد، اما در حال حاضر ما در شرايطي درباره‌ي اين دو مقوله و رابطه‌شان بحث مي‌كنيم كه هر دو در يك ساختار معين و از پيش تعيين شده قرار دارند و هر چند ساختارها و شرايط تحول پذيرند، اما با توجه به اين‌كه تحول تاريخي چيزي نيست كه به آساني و به سرعت حاصل شود، بنابراين هم اكنون ما در شرايط تاريخي‌اي قرار داريم كه دوره‌اي نسبتاً طولاني را در بر مي‌گيرد. شايد بتوان گفت كه اکنون ما در شرايط سرمايه‌داري پسااستعماري، به مسأله‌ي علوم‌انساني و اشتغال و رابطه‌ي اين دو مي‌پردازيم. پس پيش از هر چيز ما در مقابل علوم‌انساني، در وضعيت پسااستعماري و مشخصاً در وضعيت اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خاص قرار داريم. بنابراين، منظورم از آن رابطه‌ي سه ضلعي يا حلقوي اين است كه اين عوامل را بايد به صورت دايره‌اي ببينيم. يعني در شرايطي كه طرفين به نحوي با هم مرتبط مي‌شوند و وجه ساختاري آن‌ها مدنظر قرار مي‌گيرد. اگر چيزي تحت عنوان راه‌حل قابل طرح باشد، شايدديد ساختمندي (structuration) باشد كه اشتغال يك وجه آن است و يكي از متغيرهايي است كه در دل ساختار و وضعيت پسااستعماري، ويژگي‌هاي خاص خودش را دارد.
 
 
دنباله نوشته
+نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت13:16توسط ح .م . سروستاني |
• علوم‌انساني: اشتغال، حرفه‌گرايي و توليد فرهنگي
   دكتر محمد امين قانعي‌راد
 
 
هـدف اين همـايش ايـن اسـت كه بـه موضـوع علوم‌انساني و چالش اشتغال بپـردازد، امـا نكتـه‌اي كـه بايـد بـه آن توجـه داشـت ايـن اسـت كـه برخي از اين چالش‌هاي اشتغـال ممـكن اسـت برخـي چـالش‌ها را بـراي خـود علوم‌انساني بـه وجـود آورد. يعنـي در عين حال كه ما مي‌كوشيم يك مشكل را حل كنيم، اين احتمال وجود دارد كه برخي از مشكلات ديگر هم در كنار اين قضيه ايجاد شود. بنابراين بايد روي اين مسأله تـأمل بيشـتري كرد و قدم‌هايي حسـاب شـده‌تر در اين زمينه برداشـت.
 در واقع نبـايـد مـاهيـت، سـرشـت و چيستي علوم‌انساني در ‌اين ‌ميـان فـرامـوش شـود. حدود 60 درصد از دانشجويان كشور در رشتـه‌های علوم‌انساني مشـغول بـه تحصـيل هستـند. طبيعـتاً ايـن نيـروي عظـيم انساني بـه كار و اشتغـال نيـاز دارنـد.
 
 
دنباله نوشته
+نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت13:15توسط ح .م . سروستاني |
علوم‌انساني در زمانه‌ عسرت*
 
  خلاصه‌اي از يك مطالعه درباره وضعيت علوم‌انساني در ايران
 
  دکتر مقصود فراستخواه
 
 
   در مقايسه با ساير علوم (طبيعي و...) كه به مطالعه اعيان غير‌انساني و طبيعي مي‌پردازند، علوم‌انساني با اعيان و اذهان انساني سر و كار دارد. يكي از سرمنشأهاي مشكلات علوم انساني در ايران، به نوعي با چالش‌هاي سنت و تجدد ارتباط دارد. علم مدرن، با خود مبادي، معاني و ارزش‌هاي مدرنيته را حمل مي‌كند. علم يك سبك زندگي، الگوهاي خاصي از حل مسئله و نوع متفاوتي از نگاه به عالم و آدم و قضاوت كردن است. علم يك محصول ساده نيست كه كار آن با مبادله و انتقال رفع و رجوع بشود؛ بلكه يك فرهنگ است.در اين ميان علوم‌انساني در مقايسه با علـوم پزشكي، پـايه و فني؛ مبـادي و ارزش‌هاي مـدرنيته را بيشتر منعكس مي‌كنند و درنتيجه خاصيت تورنسلي علوم‌انساني نسبت به تفاوت محيط‌ها و ساختارها و روابط سنتي و مدرن، به مراتب بيشتر از علوم طبيعي، فني، مهندسي و پزشكي است. همان‌طور كه تورنسل در محيط‌هاي اسيدي به رنگ قرمز، در محيط‌هاي قليايي به رنگ آبي و در محيط‌هاي خنثي به رنـگ بنفش در مي‌آيد؛ علوم‌انساني نيز نسبت به محيط‌هاي متفاوت حساس است و نمي‌تواند به آساني ساير علوم (مثل علوم پايه و به‌ويژه فني و پزشكي) در ساختارها و روابط پيشامدرن، به درستي جذب بشود. اين ساختارها يا علوم‌انساني را پس مي‌زنند، يا آن را دچار استحاله مي‌كنند و در شكل ابزاري به كار مي‌گيرند. اگر بخواهيم در چارچوب تقسيم بندي هابرماس از علايق شناختي سه‌گانه مردمان توضيح بدهيم، حتي در غرب‌ستيزترين و بنيادگرايانه‌ترين ساختارها و سيستم‌ها نيز، علاقه شناختي از نوع فني و ابزاري جهت استفاده از علوم و تكنولوژي مدرن وجود دارد (القاعده از مدرن‌ترين ابزارها استفاده مي‌كند). اين موضوع در علايق شناختي از نوع عملي و تفسيري كمتر مي‌شود و در علايق شناختي رهاسازي، به كمترين حد خود مي‌رسد. علوم‌انساني در طيفِ علايق شناختي اخير قرار دارد و درنتيجه براي ساخت‌هاي ياد شده، بحث‌انگيز است. كشش‌پذيري محيط‌ها، ساختارها و روابط سنتي و توسعه يافته به علم مدرن، در علوم پايه طبيعي و فني و پزشكي نامشروط و در علوم‌انساني مشروط است. مشتق تابعِ «جذبِ بهينه علوم مدرن در ساختارهاي سنتي» معمولا بدين ترتيب است: مشتق اول مثبت در علوم پايه و به‌ويژه فني و پزشكي و مشتق اول منفي علوم‌انساني. علوم‌انساني در ايران، وضعيت بحث‌انگيز و پر مسئله‌اي دارد. اين مسائل به قدري دشوار هستند كه علوم‌انساني ما، بايد با ناخن و دندان، از موقعيت نداشته خود، دفاع كند. در ادامه برخي از اين مسائل را بررسي مي‌كنيم:
 
 
دنباله نوشته
+نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت13:11توسط ح .م . سروستاني |
کارگاه تخصصی پیش همایش علوم انسانی و چالش اشتغال

 

 

• علوم‌انساني: اشتغال، حرفه‌گرايي و توليد فرهنگي

دکتر محمد امین قانعی راد 

 

• علوم‌انساني در زمانه‌ عسرت

(خلاصه‌اي از يك مطالعه درباره وضعيت علوم‌انساني در ايران)

دکتر مقصود فراستخواه

 

 

• علوم‌انساني: الزامات معرفتي و ظرفيت‌هاي كاربردي

دکتر عباس منوچهري

 

 
  

 

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره همیش علوم انسانی و چالش اشتغال می توانید به سایت همایش به آدرس www.irhumanities.ir  مراجعه نمایید.

+نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت13:10توسط ح .م . سروستاني |